ناصر خسرو
20
گشايش و رهايش ( فارسى )
همين است كه زمانه كاركرد كاركن است از بهر آن كه جملگى جسم از قبهء افلاك است و چون افلاك بگردد حال ديگر شود از بهر آن كه هر نقطهيى از او آنجا كه بوده باشد به جاى ديگر شود ، و گردش آسمان را آرام نيست از بهر آن كه زمانهء او را سپرى شدن نيست ؛ و اندر وهم مردم ضعيف نيايد كه زمانه را بر توان گرفتن به وهم . و آن بدان سبب است كه نفس مردم با جسم پيوسته است كه زير زمان اندر است نمىتواند كه بىپرورش علم ، حقيقت از او بيرون شود ، و خداى تعالى مىگويد « يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا « 1 » تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ » « 2 » مىگويد : اى جماعت پريان و مردمان ، اگر توانيد بگريزيد از كنارهاى آسمان و زمين پس [ 5 ] بگريزيد ، و مگريزيد مگر به حجت ، يعنى مردم و پرى را طاقت نيست كه جز چنان كه ديده است در آسمان و زمين مر نفس خويش را صورت كند چيزى مگر آن كس كه حجت خداى است بر زمين كه امام زمان است و از او پرورش يابد هر چه زير آسمان و زير زمان است . و چون زمانه به حقيقت گشتن حال جسم باشد گشتن حال جسم كه آسمان است نيز هم كاركرد است از كردگار آسمان و زمين ، پس از هر روى كه حقيقت زمانه را بجويى مر او را كاركرد يا بى ، و چون اين حال بشناسى بدانى كه اين سؤال باطل است كه كسى گويد « ميان كردگار و آفرينش خود روزگار بود » از بهر آن كه چون گفت آفريدگار پيش از آفرينش بود آفرينش خود روزگار بود ، چنين كه بيان كرديم . پس گفته باشد كه آفرينش پيش از روزگار بود ، چون گويد كه « ميان آفريدگار و آفريده روزگار بود » سخن متناقض باشد زيرا كه گفته باشد
--> ( 1 ) . در اصل : الا . ( 2 ) . الرحمن ، 33 .